عجیب شد
چگونه من
میان ما غریب شد؟
عجیب است
چگونه من
میان دوست و اشنا
غریب است؟
چنین شده
که غربتی به من
عجین شده
ازین گذشته غربت تو نیز
فزونِ من
فزون به غربتِ منِ دو بند قبل
فراتر از همان
فراتر از همین شده
- ۲ نظر
- ۲۹ دی ۰۴ ، ۰۱:۱۶
عجیب شد
چگونه من
میان ما غریب شد؟
عجیب است
چگونه من
میان دوست و اشنا
غریب است؟
چنین شده
که غربتی به من
عجین شده
ازین گذشته غربت تو نیز
فزونِ من
فزون به غربتِ منِ دو بند قبل
فراتر از همان
فراتر از همین شده
یک عمر از این میکده تا میکدهی بعد دویدیم
جز حال و طرب بعد ضرر هیچ ندیدیم
دوش پیری که به کنجی ته مجلس بودش
گفت از روز جوانی و دل خوشنودش
چای داغ از سر مجلس به همان ته بردند
پیر نوشید و کشید از چپق پر دودش
به زودی شاید
ما که میخانه درین شهر ندیدم همه مسجد بود
در همین شهر مسلمان نه که امت همگی ملحد بود
درِ میخانه ی این شهر مَلِک دید لسان العرفا
ما شنیدیم ز میخانه همه مفسد بود
عمرمان سوخت درین عمر نسوزد دلمان
عمر و دل سوخت که ابلیس همو مرشد بود
کوسه
او ریگ بود داخل کفشش؟ نه! کوچه داشت
او کوچهای که کَفَش آسفالت نه! شوسه داشت
او دائم اختفا و کمین، تا مَنَش شکار
او همچو مار موذی و خشمی چو کوسه داشت
حتی زمان به زبان آمد و زمین
دیر بود او زیر بغل چند پوشه داشت
یک کنج بود وَگَرَم گَرم پشت از آن
او گرمخانهها به همه کنج و گوشه داشت
دائم سکوت و جهادی، کار، بیصدا
او داد و قال کار نکرده به توشه داشت
هاتف به لطف عادل ساکت کن اکتفا
او مزد رند آتش و مزد تو بوسه داشت
خیلی خوشحال میشم در این نظرسنجی با پاسخ دادن به سوالات من رو کمک کنید
https://survey.porsline.ir/s/4HC7vROG
لطفا پیج من رو در اینستاگرام و آپارات دنبال کنید و شیر و لایک و اشتراک هم بزنید.
یه تیم بزرگ فقط به عشق شما دارن کار میکنن.
inasta: RealActStudio
aparat: Realact