نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

نوشتن‌گاه

نوشتن‌گاه عضویست از بدن چون نشیمن‌گاه؛ مرکب است از دست و مغز و قلب که در وادی نوشتن همان قلم است و عقل و دل

۱ مطلب در دی ۱۳۹۸ ثبت شده است

حاج قاسم

سلام حاجی
هنوز از بهت رفتنت در شوکم
اشک میآید و دوباره لبخند
حاجی مانند مادر بزرگم که گاها بعد از سالها فراموش میکنم که رفته است
و برنامه ریزی میکنم تا به خانه قدیمیش برای دیدارش بروم
و آه، یادم میفتد که رفته است
رفتنت را باور ندارم
حاجی اصرارهای آن روزم در مراسم بزرگداشت شهید طهرانی مقدم را فراموش نمیکنم
چقدر خوب شد حرف های من را نمیپذیرفتی و من بیشتر اصرار میکردم و توت بیشتر مرا مجاب میکردی
همین که بیشتر برایم حرف زدی خاطره ای جاویدان برای من است
به علی میسپارمت و حسین

  • مجتبی قره باغی
نوشتن‌گاه

دست‌های مرا گرفت و فشرد و خندان گفت: خب پس توانستید زنده بمانید، نه؟ از دو ساعت پیش اینجا منتظرم! نمیدانید امروز بر من چه گذشت! میدانم، میدانم! ولی برویم سر موضوع! می‌دانید چرا آمدم؟ نیامدم که مثل دیروز یه عالم پرت و پلا بگویم! می‌دانید؟ باید در آینده عاقل تر از این باشم. من دیشب خیلی فکر کردم! (شب‌های روشن - داستایفسکی)

بایگانی
آخرین نظرات